آشنایی با شب یلدا در چهار گوشه ایران

آشنایی با شب یلدا در چهار گوشه ایران
در طب سنتی :به جای هندوانه خوردن کدو حلوایی(کدو تنبل) مناسب است که محصول همین ایام سرد است؛ بدن را گرم می کند
  


شب یلد ا و وصف بی مثالش/خداوندا مخواه ،هرگز زوالش

ادامه نوشته

دوستی


گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت !
پرسیدند : چه می کنی ؟
پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم !
گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد !
گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟
پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد !

دوستی نه در ازدحام روز گم می شود نه در سکوت شب ، اگر گم شد هرچه هست دوستی نیست

شب یلدا

شب یلدا

شب آرزوها وطولانی ترین شب سال بر همه ی همکلاسی های عزیزم مبارک.

ادامه نوشته

سلام به همه

سلام به همه ی بچه های پرستاری ترم پنجم(ورودی ۸۹).من امشب یعنی چهارشنبه ۲۹آبان سال ۱۳۹۱یک شب قبل از شب یلدا به وبلاگ پرستاری آمدم۰از این بابت خیلی خوشحالم ان شاءالله نفرات بیشتری از اینی که هست به وبلاگ بیان.وبلاگ متعلق به همه ی پرستاری هاست

من خود آن سيزده ام

اينكه چرا شهريار اين شعرو گفت داستانش خيلي واسم جالب بود..

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام
جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم
منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
 پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت 
 پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم
عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم
هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود
که به بازار تو کاری نگشود از هنرم
سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه‌ی معشوقه‌ی خود می‌گذرم
تو از آن دگری رو که مرا یاد توبس
خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم
از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر
شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم
خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت
شهریارا چکنم لعلم و والا گهرم