یلدا شبی دراز اما کوتاه

سلام به بچه های گل کلاس. امشب شب یلداست و گفتم یه مطلب براش بزارم ولی دیدم این عکس ها جالبه. از مطلب هم بهتره. میزارم توی ادامه مطلب نگاه کنین. واسه خودش خلاقیت میخواد. راستی فردا یادتون نره بیاین سخنرانی رو نگاه کنیم. زیادم هله هوله (املاش درسته؟؟؟؟) نخورین چون به قول یکی از بچه ها پوتا (کلمه ی ترکیه) میشین

ادامه نوشته

التماسیه

سلام به بچه های گل کلاس. فقط میخواستم توی این پست بسیار مهم بگم که لطفا همه توی نظرسنجی وبلاگ شرکت کنین.

واقعا ممنون(به عشق استقلال البته میدونم باخت ولی چه میشه کرد)

در ضمن نظرتونو راجع به قالب بگین

 بهترین دوستانم ...

هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی دانی.


یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.


هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند.


از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمی لطمه ببینی، اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است.


در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای قضاوت نکن.


وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو:  "برای چه می خواهید بدانید؟"


هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.


هیچوقت پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن.


  راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن.


  شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد.


 سعی کن از آن افرادی نباشی که می گویند : " آماده، هدف، آتش "   

 


فروتن باش، پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود.


از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.

کدام گوری بودی؟


مردی داشت در خیابان حرکت می کرد که ناگهان صدایی از پشت گفت: اگر یک قدم دیگه جلو بروی کشته می شوی.
مرد ایستاد و در همان لحظه آجری از بالا افتاد جلوی پایش.
مرد نفس راحتی کشید و با تعجب دوروبرش را نگاه کرد اما کسی را ندید.
بهر حال نجات پیدا کرده بود.

به راهش ادامه داد.
به محض اینکه می خواست از خیابان رد بشود باز همان صدا گفت : بایست
مرد ایستاد و در همان لحظه ماشینی با سرعتی عجیب از کنارش رد شد.
بازهم نجات پیدا کرده بود.

مرد پرسید تو کی هستی و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم .
مرد فکری کرد و گفت :
- اون موقعی که من داشتم ازدواج می کردم کدام گوری بودی

بازدید از آسایشگاه روانی

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟
روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.
من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است.
روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد…
شما می‌خواهید تخت‌تان کنار پنجره باشد؟

تنوعی بی نظیر در پست های وبلاگ

اینو میذارم تا برگردم گوش کنید 

آهنگ فوق العاده زیبای رضا شیری با نام بزن زیر گریه

Download MP3 128

Download Ogg 64

Download WMA 20

توی ادامه مطلب هم میتونید به صورت آنلاین گوش کنید...

ادامه نوشته

شانس...

                                                          شانس

 كشاورز چيني اسب پيري داشت كه از آن در كشت و كار مزرعه اش استفاده مي كرد.يك روز اسب كشاورز  به سمت تپه ها فرار كرد.همسايه ها در خانه ي او جمع شدند و به خاطر بدشانسي اش به همدردي با او پرداختند. كشاورز به آنها گفت:"شايد اين بدشانسي بوده و شايد هم خوش شانسي. فقط خدا ميداند."

روز بعد آن اسب به همراه يك گله اسب وحشي به مزرعه ي كشاورز بازگشت.همسايگان در خانه ي او جمع شدند و به خاطر خوش شانسي اش به او تبريك گفتند كشاورز به آنها گفتت:"شايد خوش شانسي باشد يا بدشانسي فقط خدا مي داند."

فرداي آن روز وقتي پسر كشاورز در حال رام كردن اسب هاي وحشي بود از پشت يكي از اسب ها به زمين افتاد و پايش شكست.اين بار وقتي همسايه ها براي عيادت پسر كشاورز آمدند به او گفتند:"چه آدم بدشانسي هستي؟"كشاورز باز جواب داد:"شايد اين بدشانسي بوده و شايد هم خوش شانسي فقط خدا مي داند."

روز بعد سربازان ارتش به دهكده آمدند و همه ي جوانان را براي خدمت در جنگ با خود بردند به جز پسر كشاورز كه پايش شكسته بود. اين بار مردم با خود گفتند:"شايد اين خوش شانسي بوده شايد هم بدشانسي فقط خدا مي داند."

(ما هم كه يه هفته از درس و دانشگاه راحت شديم البته شايد اين خوش شانسي باشد شايد هم بدشانسي فقط خدا مي داند.مي خواستم چندتا عكس باحال بذارم ولي اصلا وقت ندارم ايشاا... از شيراز برگشتم عكسارو ميذارم.دلم برا همه و برا وبلاگمون تنگ ميشه.باي باي)

ترم اول پرستاری

اینم از برنامه ی امتحانات ورودی های پرستاری

     تو یه چشم به هم زدن ترم اول گذشت ...

 

                       

خدارو شکر...

 خدارو شكر كه هر روز صبح با زنگ ساعت بيدار مي شوم اين يعني من هنوز زنده ام.

  • خدارو شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم اين يعني به ياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.
  • خدارو شكر خريد عيدي جيبم را خالي مي كند اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.
  • خدارو شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم.
  • خدارو شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.
  • خداروشكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره هارا تميز كنم اين يعني من خانه اي دارم.
  • خدارو شكر كه در جايي دور جاي پارك پيدا كردم اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيل براي سوار شدن.
  • خدارو شكر كه سرو صداي همسايه ها را ميشنوم اين يعني من توانايي شنيدن دارم.
  •  خدارو شكر كه دخترنوجوانم هميشه از شستن ظرف ها شاكي است اين يعني او در خانه است و در خيابان پرسه نمي زند.

خداروشكر...خداروشكر...خدارو شکر...

                                                                             

سلام به همه و یه سلام مخصوص به بچه های فعال پرستاری و بچه های باحال علوم.

ایام تاسوعا و عاشورا رو به همه تسلیت میگم و امیدوارم همه تو این شب ها حاجت خودشونو بگیرن.

به قول بعضی ها! ما هم اومدیم البته ما با دست پر اومدیم!!

راستش قرار نبود از امشب بیام ولی از اونجایی که می دونم این شبا همه مشغول عزاداری هستند و کسی وقت پست گذاشتن نداره خواستم تو این شبا یه کم حال و هوای وبلاگمون هم محرمی کنم که البته مدیر فعالمون قبل از من این حال و هوا رو ایجاد کرد.

حالا یه چیز در مورد بچه های باحال علوم: می دونستین باحال در حقیقت به معنای چاق!!!! طبق اطلاعات من قدیمی ها به افراد چاق می گفتن باحال!!حالا فکر می کنم یه جورایی گذاشتن کلمه ی باحال کنار علومی ها آخر پارادوکسه!! از اونجایی که ما (من و رفقا) به افراد با مرام و خوش ذوق و با جنبه و.... میگیم "توپ" دوست دارم به علومی ها بگم"بچه های توپ علوم"!!!!!!!!!!!!!

دیگه فعلا چیزی به ذهنم نمی رسه.تا پست(های جذاب و دیدنی...)بعدی......

التماس دعا 

سلام بر حسین.سلام بر مظلومیت جاودانه ی تو.مظلومیتی که پس از قرن ها

هنوز جان را میسوزاندوشیعیان خالصت را به سوگ می نشاند.بوسه بر دستان

بریده ی عباست هزاران ضجه بر پای کودک نوزادت و درودها بر ایستادگی و صبر زینب.

هیچ شیعه ای در جهان نیست که برای تنهاییت اشک نریخته باشد و هیچ حنجره ای

نیست که با شنیدن مظلومییتت آه بر زبان جاری نکرده باشد.

تو با شهادت سرخت راهی سبز برای اسلام فراهم کردی و با عبور غمگینت از تاریخ

 نفرین بر خاک قاتلینت فرو ریختی.

حال این ماییم و ظلم جهانی و راه سبز حسین حال این ماییم و دستان مشت

شده در برابر ظلم.حال این ماییم و سینه های بی قرار از یکه تازی ستم.ما که مرگ

سبز حسین را هر سال محرم دوره می کنیم باید راه خونینش را ادامه دهیم و هرگز

نگذاریم ظلمی در جهان ریشه بگیرد چرا که این ریشه دیوار بلند نهضت حسین را

می شکند.پس امسال نیز مانند هر سال فریاد می زنیم:

 "هرگز خون سرخت پایمال نشد."

 

                                            

یا حسین

اول از همه تشکر ویژه از دخترای محترم کلاس که واقعا روحیه ی همکاریشونو نشون دادن

دوم اینکه امروز توی سالن مصدوم شدم. فکر کنم نفرین خانوم نوروزی کار خودشو کرد.

سوم اینکه امشب شب تاسوعاست و به همه تسلیت میگم و امیدوارم همه لیاقت عزاداری واسه امام حسین رو داشته باشیم.

اینجا یه شعر واستون میذارم تا هممون فیض ببریم. امیدوارم خوشتون بیاد

دلخوشم من چون گدای اين درم

هم گدای فاطمه هم حيدرم

سوی اين در هست دائم دست من

نيست حاجت بر سرای ديگرم

آبرويم از در اين خانه است

زين سبب از خلق عالم برترم

تا که آيد نام زيبای حسين (ع)

اشک آيد از دو چشمان ترم

روضه‌هايش چون به گوشم می‌رسد

می‌زند بر سينه و دل آزرم

کاش می‌شد کربلا باشم شبی

تا به برگيرم مزار دلبرم

ياد دارم کودکی بودم ولی

شور عشقی بود دائم در سرم

تا که آيام محرم می‌رسيد

می‌نمودم رخت ماتم در برم

ياد دارم مانده در گوشم هنوز

گريه‌های بی صدای مادرم

اينچنين مي‌گفت با صد شور و شين

      من فدای کام عطشان حسين (ع)

مگه قراره همه ی مطالب عنوان داشته باشه

گفته باشما از این به بعد سلام هم نمیکنم(پویا دلیلشو میدونه)

امروز اولین روز نمایندگیه انحصاری پویا بود که من حس کردم گریش داره در میاد حالا وایسا یه جوک بگم (بی مزه میباشد): فیفا اعلام کرد زمین بازی های ایران در مقدماتی جام جهانی تا ۲۰ سال دیگر نیازی به کود ندارد.

میدونم بی مزه بود ولی یه چیزی هم در مورد خانومای محترم: قدرت دید خانوما:یک تار مو را روی کت شوهرشون میبینند ولی یک تیر چراغ برق را هنگام رانندگی نمیبینند. و این هم یه جوک قدیمی که من خوشم میاد.

درجات پیری:۱.جنین۲.نوزاد۳.خردسال۴.کودک۵.نوجوان۶.جوان۷.میانسال۸.پیر۹.فرتوت۱۰.کهنسال۱۱.فسیل۱۲.علی دایی

بچه ها میدونم الان میگین چه پست مزخرفی بود ولی بعد از تعطیلات جبران میکنم.

در ضمن یه قالب واسه وبلاگ پیدا کردم که استقلاله. از پرسپولیسی های کثیرالجمله کلاس خواستارم تا بعد از گذاشتن اون قالب شورش نکنن. همینه که هست . هر کی بدش میاد بره استقلالی شه

حسین (ع) هنوز مظلوم است

حسین (ع) هنوز مظلوم است

شاید بگین بابا محرم که دیگه تموم شد...این دیگه چیه که تو نوشتی...

ولی جوونای گل ایران حتما بخونینش

به فکر محرم سال بعد باشین 

ادامه نوشته

آنچه ما مي بينيم و آنچه كه هست

خطوط زير كاملا موازي همديگر هستند

 

 


در محل تقاطع مربعهاي زير تنها دايره هاي سفيد وجود دارند !

 

 

جريان آب در 3 رود زير تنها توسط پس تصويرهاي چشمان شما پديد آمده !

 

 

نقطه وسط خيره شويد و سرتان را جلو و عقب ببريد چرخها به حركت در ميايند !!!

 

 

چرخ دنده هاي دوار! چـشمـانـتان را به روي تصوير حركت داده تا چرخ دنده ها به حركت درآيند !!


 

 

به دايـره مياني خيره گرديد پس از چندين ثانيه خواهيد ديد كه بتدريج سايه هاي اطراف ناپديد ميگردند !!!

 

هنر نقاشی 3 بعدی

تحولات در کلاس

سلام بچه ها. اول از همه به رضا تبریک میگم واسه برنده شدن توی انتخابات. دوم اینکه امروز یه سری اتفاقات توی کلاس افتاد که طبق گفته های شاهدین عینی لطیف میخاد انصراف بده. اینو خداییش میگم دوران نمایندگی من(پر افتخار) فقط من کارای کلاسو انجام میدادم ولی لطیف علاوه بر اینکار اذیت هم میشد. ولی به هر حال واسه کلاس زحمت کشید. حالا هم که میخاد(میخواد) استراحت کنه و پویا قراره جاشو بگیره. من هم به نمایندگی از بچه های کلاس از لطیف تشکر میکنم و به پویا تسلیت میگم چون زحمت اینکار زیاده.

بچه ها سعی کنیم همه به هم احترام بزاریم و از کسایی که دارن واسه کلاس کار میکنن ممنون باشیم. ربطی هم به دخترو پسر بودن نداره. یه جوری بشه که بعد از ۴ سال خاطره های خوب از هم داشته باشیم. 

از فردا هم سعی کنیم کلاسمون مثه قبل آروم باشه و از نماینده ی کوچولومون حمایت کنیم (میدونم سخته ولی چه میشه کرد)

در ضمن از رضا زارع هم حمایت کنیم چون الان نماینده ی کل پرستاری هاست و این واسه کلاسمون خیلی میتونه خوب باشه. در ضمن از رای هاتون به رضا و پوریا حنیفه پور هم ممنون.

ولی خداییش حال کردین امروز سر کلاس اندیشه موقع حضور غیاب اومدم واسم حاضر زد استاد یاد بگیرین از من. آخه نماینده ی اولتون چقدر باهوشه

در آخر هم اینکه از خانومای محترم درخواست میشه که یه کم در امر وبلاگ فعال تر باشن چون من دستم شکست اینقدر تایپ کردم.

تا پست بعدی(سال بعد) بای بای 

 

عبرت

توی این پست یه چنتا جمله از آدمای بزرگ میزارم امیدوارم خوشتون بیاد. البته خودمم یه تعدادیشونو نمیشناسم ولی چیزای خوبی گفتن

واقعا خوابم میاد دیگه ببنین چقدر من فداکارام. در ضمن یه سوال : اونایی که انگل رو بیست گرفتن واقعا چطور اینطوری شد؟ ازشون خاهش داریم که شیوه ی مطالعه ی خودشونو به ما هم بگن (میدونم خودشونم باورشون نشده هنوز. )

لیخت برگ:خطرناکترین دروغ ها حقیقت هایی هستند که کمی تحریف شده اند

آبراهام لینکلن:اگر میخواهی شخصیت کسی را بشناسی به او قدرت بده

آبراهام لینکلن:مثل اینکه خداوند انسان های نادان را خیلی دوست دارد چون عده ی بیشماری از آنان را آفریده است

امیل:پیشرفت یعنی هزار بار پیشروی و 999 بار عقب نشینی

آلبرت شوایتزر:هرگاه پشت به روشنایی بایستی سایه ی خود را خواهی دید

جبران خلیل:هرگاه دو نفر با هم مشغول جروبحث هستند مطمئن باشید آنکه عاقل تر است مقصرتر است

والتر لیپمن:هنگامی که همه یکسان فکر میکنند دیگر کسی بیشتر نمی اندیشد

ارسطو:اعتدال و میانه روی انسان را در وصول به مرحله ی کمال نزدیک میکند

امام علی (ع):جهان مانند مار است که دست کشیدن بر آن نرم و پسندیده است و زهر آن کشنده

یونگ:اتلاف وقت خودکشی واقعی است

سیسرون:اعتراف به نادانی از چیزی که نمیدانم, مرا شرمگین نمیسازد

لرد بایرون:عجیب است ولی حقیقت دارد, حقیقت همیشه عجیب تر از تخیل است

بایزید بسطامی:یا چنان نمای که هستی یا چنان باش که می نمایی

دانشمند خیلی خیلی معروف قرن ۲۱(خودم): اگر کسی لطیف را در کلاس ضایع کند ثوابش به اندازه ی سیر کردن ۱۰ دانشجو در سلف است.

افتتاح بهترین وبلاگ خاورمیانه

سلام به بچه های کلاس

امروز روزه دانشجوه و اینم تقریبا اولین پست ماست. راستش چیز خاصی نمیخام بزارم ولی چنتا چیزو میگم که بتونیم راحت همکاری کنیم.

اول اینکه واسه هزارمین بار بگم این وبلاگ واسه کل کلاسه و همه حق استفاده ازش رو به یه اندازه دارن (حتی لطیف)

دوم اینکه ما اینجا مدیر وبلاگ نداریم یعنی همه سهمشون اندازه ی هم هستش (قابل توجه آقای آی تی)

سوم اینکه اصلا فرقی نداره که کی اسمش اول باشه و کی آخر باشه (البته میدونم سرش دعوا میشه چون قبل از تاسیس وبلاگ یکی از خانوما پیش دستی کرده که اسم دخترا اول باشه)

چهارم اینکه در مورد مدیر وبلاگ یه نفر باید باشه که بقیه سردرگم نشن ولی تمام کاراشو باید با نویسنده ها مچ کنه( برای اطلاعات بیشتر به نکته 2 مراجعه شود)

پنجم اینکه اسم نویسنده ها واقعی باشه یعنی یا اسم کوچیک یا فامیلی. اسم مستعار به نظرم جالب نمیاد ولی بازم خودشون میدونن

شیشم اینکه ما به چند نویسنده ی تازه نفس نیاز شدید  داریم که به کلاس کمک کنن. کسایی هم که دوس دارن ولی بلد نیستن بیان توی 2 دقیقه از من یا هر کسی که بلده یاد بگیرن(هرکی ندونه فکر میکننه گوگل ماله منه)

هفتم اینکه کسایی هم که نویسنده نیستن باید(آره زورکیه- هرکی اعتراض داره به نماینده ی کلاس مراجعه کنه) هر روز به وبلاگ سر بزنن تا محیطش گرم بمونه

هشتم اینکه تورو خدا فعال باشین (خودمم همینطور) تا از بقیه ی کلاسا عقب نمونیم.

نهم اینکه موضوع پست ها اصلا مهم نیس. چون وبلاگ ما فقط واسه ارتباط بچه هاس (به وبلاگ بچه های علوم یه سر بزنین متوجه میشین)

دهم اینکه اینایی که گفتمو سعی کنیم رعایت کنیم تا بشیم بهترین وبلاگ خاور میانه در سال 1404

آخرم اینکه همینه که هست هرکی میخاد , بخاد و هر کسی هم  که نمیخاد بازم بخاد

میدونم خیلی زیاد حرفیدم اکسیوز می. بچه ها تورو خدا نا امیدم نکنین . مرسی از همه

 در ضمن مدیر وبلاگم من نیستم چون مالو منال این دنیا به کسی وفا نمیکنه. اینو گفتم یاد یه شعر افتادم . بزارین پستو با این شعر تموم کنم:

بهرام که گور میگرفتی همه عمر             دیدی که چگونه گور شهرام گرفت

 

به زودی در این مکان وبلاگ تاسیس میشود

اول از همه سلام.

بعدش اینکه بگم این پست اصلی نیست چون اولین پست قراره توسط اینجانب در روز دانشجو گذاشته بشه. یعنی افتتاح وبلاگ توی روز دانشجو ه . اینم بگم که هر کسی از بچه های کلاس که میخاد نویسنده بشه بیاد به من (آقای موسوی) یا مسعود اسمشو بگه تا بزنیم اینجا. هرکی هم بلد نیست (مثه خودم) بیاد تا واسش توضیح بدیم. خاهشا سعی کنین وبلاگ جوش دوستانه باشه. در ضمن سعی کنیم وبلاگمون فعال باشه.

در آخرم اینکه منتظر ما باشین

زنده باد ترمک های پرستاری