طبقه 7، "دن" قرصای روزانه ضدافسردگیش رو می خوره
پیتر قوی طبقه ششم را در حال گریه

طبقه 5، "هنگ" بیکار هنوز هفت تا روزنامه در روز می خره تا یه کار پیدا کنه
طبقه 4، "آمی" نامزدش رو می دید که با بهترین دوستش خوابیده
طبقه 3 "رز" دوباره داره با دوست پسرش دعوا میکنه
طبقه 2، "لی لی" هنوز به عکس شوهرش که از شش ماه پیش گم شده خیره میشه
قبل از اینکه از ساختمون بپرم فکر می کردم بدشانس ترین آدمم
الآن فهمیدم هرکسی مشکلات و نگرانی های خودش رو داره
آدمایی که دیدم الآن دارن به من نگاه می کنن
فکر کنم الآن که من رو می بینن، احساس می کنن وضعشون اونقدرا هم بد نیست