لطیف .... کسی که عاشق فلسفه است
ما بی خردها!
نوع مطلب :فلسفی ،
ما تو گوشه ی کوچیکی از دنیای بزرگ هستیم اما به طرز خودخواهانه و احمقانه ای و بسیار شبیه به قرون وسطی هنوز در اعماق ذهنمون معتقدیم که در مرکز دنیاییم و همه چیز برای ما به وجود اومده. گردباد و سرطان و زلزله و ... رو نحس و زشت میدونیم، بدون اینکه ببینیم همه ی اینها بخشی از زیبایی خیره کننده ی نظم طبیعته. هه! . . . اما چون باعث مرگ آدم میشه زشته، مگه این انسان چیه؟ هدف اصلی خلقت! حداقل اگه کسی که به خدا اعتقاد داشته باشه این حرفو بزنه میشه توجیه دست و پا شکسته ای براش جور کرد اما تعجب میکنم از کسی که خلقت جهان رو تصادفی میدونه و باز ...
زیبایی های نسبیی که به طرز احمقانه ای مطلق میبینمشون، چون انسانیم فکر میکنیم تنها تعریف زیبایی از، زیبایی از دید انسانه. و جالب اینه که با دید محدود و حقیرمون به پاهای بخشی از ناخن های پای فیل نگاه میکنیم و اونوقت با غرور و افتخار تمام به علم جهان شمولمون در باره ی زشتی یا زیبایی فیل نظر میدیم بدون اینکه حتی تصوری از عظمت، تعادل و توازن تمامی اجزای این موجود با هم داشته باشیم، از روی نادانی و هوس آنی، گاهی فیل رو زشت و گاهی زیبا میخونیم.
ما آدم ها انقدر خود خواه و بی خرد هستیم که حتی حاضر نیستیم اعتراف به خودخواهیمون کنیم. حتی اعتراف نمیکنیم که به خاطر خود بزرگ بینی ذاتیمون هست که دنیا رو برای خودمون فرض میکنیم. خیلی راحت سرمون رو بالا میگیریم و سینمون رو جولو میدیم و قدمون راست میکنیم و محکم و بدون تردید اظهار میکنیم که دنیا مال ماست و به واسطه ی ما هست که به وجود اومده و بعد بر پایه ی همین اصل بی پایه و خودساخته تمامی اتفاقاتی که میبینیم رو تفسیر و تحلیل میکنیم حتی بدون در نظر گرفتن اینکه اتفاقاتی که میبینیم، نسبت به چیزی که نمیبینیم تقریبا قابل صرف نظره.
شاید همه ی اینها به این خاطره که هرگز حتی نخواستیم دنیا رو از چشم موشی که گردنش را با تله موش شکوندیم ببینیم. اوه، بله، عذر میخواهم، حق با شماست! موش ها چندش آور تر از آنی هستند که ارزش مشغول کردن فکر ابر موجودی مانند انسان را داشته باشند...
این وبلاگ واسه دانشجویان امروز و پرستاران فرداست.