اما نتیجه نگرفته بود . و پس از مشاوره فراوان با پزشکان و پرستاران زیاد درمان خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده میبیند. وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد کرد تا مدتی به هیچ رنگی جز رنگ سبز نگاه نکند ( سیاسیش نکنینا)وی پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمین خود دستور داد با خرید بشکه های رنگ سبز تمام خانه را برنگ سبز رنگ آمیزی کنند .

همینطور تمام اثاثیه خانه را به رنگ سبز رنگ کردند .پس از مدتی رنگ ماشین - لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم میآمد را به رنگ سبز  تغییر داد. و البته چشم دردش هم تسکین یافت 

.

.

بعد از مدتی مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت کرد . راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد میشد متوجه شد که باید لباسش را عوض کند و خرقه ای سبز رنگ به تن کرد . او نیز چنین کرده و وقتی به محضر بیمارش رسید از او پرسید آیا چشم دردت تسکین یافته ؟؟؟؟

(واااااااای خسته شدم  )

مرد میگوید : بله. اما این گرانترین مداوایی بود که تا کنون داشتم .

مردد راهب با تعجب می گوید بالعکس این ارزانترین نسخه ای بود که تا کنون تجویز کردم (راستی بگما راهبا با آخوندا فرق دارن اینا نسخه هم میدن ) برای مداوای چشمت کافی بود عینکی با شیشه سبز رنگ به چشم میزدی و هیچ نیاز به این همه مخارج نبود .

برای این کار نمیتوان تمام دنیا را عوض کرد بلکه با تغییر چشم اندازت (نگرش و میگه ها) میتوتن دنیا را به کتم خود در آورد .

تغییر دنیا کار احمقانه ای است ولی تغییر چشم انداز موثرترین و ارزانترین روش است .

با حال بود؟ <<<<    حالا به یا کنکور بگم که کل این متن با : >>چشم ها را باید شست باید کور کرد جوره دیگه باید دید "<<< از سهراب سپهری تلمیح داره